دوست داری پولدار بشی؟ (قسمت هفتم)
در قسمت قبل بیان شد که باید هوای دخل و خرج رو داشته باشیم اما اینکه فقط مواظب دخل و خرج باشیم کافی نیست بلکه باید در گذر زمان دخل را افزایش و خرج را کاهش دهیم ...
در قسمت قبل بیان شد که باید هوای دخل و خرج رو داشته باشیم اما اینکه فقط مواظب دخل و خرج باشیم کافی نیست بلکه باید در گذر زمان دخل را افزایش و خرج را کاهش دهیم ...
وقتی به دنبال پولدار شدن هستیم ممکنه یه اصولی رو رعایت نکنیم و جالبه که همین اصول موفقیت ما رو تحت تاثیر قرار میده. داشتن مشتری، دستهبندی اونها، شناخت نیازها و خواستههای اونها، ارائه ارزشی متناسب با اون خواستهها و تبدیل مشتری به یه مشتری ثابت، بسیار مهمه اما کافی نیست. در این درس و درسهای بعدی میخوایم به چندتا از این اصلها اشاره کنیم ...
در قسمتهای قبلی گفتیم که باید مشتری داشته باشیم و ضمن اینکه اونا رو دستهبندی میکنیم باید سعی کنیم خوب خواستههاشون رو بشناسیم و ارزشی به اونا ارائه بدیم که حاضر باشن برای اون پول بپردازن. در این قسمت میخوایم بگیم که مشتری ما باید به یک مشتری ثابت تبدیل بشه...
در قسمتهای قبلی فهمیدیم که برای پولدار شدن باید مشتری داشته باشیم، مشتریانمون رو دستهبندی کنیم، پرمنفعتترین دستهها رو شناسایی کنیم و در نهایت اونها رو بیشتر از خودشون بشناسیم. در ادامه قصد داریم یکی از مهمترین اقدامات برای پولدار شدن رو معرفی کنیم...
در دو درس قبلی فهمیدیم که برای پولدار شدن باید اولاً مشتری داشته باشیم و ثانیاً باید اونا رو دستهبندی کنیم و یک یا چند دسته رو متناسب با منابع و شرایطمون انتخاب کنیم. حالا وقتش رسیده که بدونیم اون دسته یا دستهها چه خواستههایی دارن...
در درس اول آموختیم که برای پولدار شدن به وجود مشتری نیاز داریم. همچنین فهمیدیم که مشتری ما باید برای ما درآمد داشته باشه. در درس دوم خواهم گفت که باید مشتریان رو خوب بشناسیم و اونها رو دستهبندی کنیم و اون دسته یا دستههایی رو که منفعت بیشتری برای ما دارن رو دستچین کنیم...
همیشه وقتی موضوع انشای علم بهتره یا ثروت مطرح میشه همه و همه از پزشک و استاد دانشگاه گرفته تا کاسب و مالک شرکت و کارمند و دانشآموز و دانشجو و ... اعتقاد دارن ثروت از علم بهتره. البته این نظر اکثریت قریب به اتفاق آدمهاست و عدهای هم پیدا میشن که علم رو بهتر میدونن. این جمعیت اقلیت یا بسیار پولدارن و یا اینکه به واقعیت و لذت علم دست یافتن...
وقتی در مورد هدف صحبت میکنیم باید به تمرکز هم توجه کنیم. اگر کسی هدف داشته باشد اما تمرکز نداشته باشد چه فایدهای خواهد داشت. فرض کنید یک تیرانداز که دارای هدف است یعنی یک سیبل را در مقابل دارد تمرکز نداشته باشد آنگاه تیرها حتا اگر به هدف هم اصابت کنند تیرانداز را به موفقیت نمیرسانند چرا که همهی تیرها باید به مرکز هدف برخورد کند...
من یکی از دانشآموزان ممتاز دبیرستان بودم و برای قبولی در کنکور خیلی زحمت کشیده بودم. شب قبل از کنکور به صورت غیرطبیعی و زودتر از شبهای دیگه به رختخواب رفتم. خیلی سعی کردم بخوابم ولی هیچ فایدهای نداشت. تقریباً تا خود صبح بیدار بودم. وقتی به جلسهی کنکور رسیدم احساس میکردم سرحال و آمادهام و بیخوابی شب قبل تأثیری نداشته است. کنکور شروع شد...
یکی از کلیدواژههای موفقیت، تلاش و پشتکار است. اما تلاش و پشتکار به واسطهی انگیزه و هدف معنا و مفهوم پیدا میکند. سؤالی که مطرح خواهد شد این است که یک فرد تا چه زمانی انگیزهی خود را حفظ میکند و با امید به آینده، دست از تلاش بر نمیدارد؟